أبو الحسن الشعراني

204

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ . « 1 » مؤلف : دگر دليل است بر بطلان مذهب جهم كه گفت : خداى تعالى عالم است به علمى محدث ، سهو بر او روا باشد . علّامه شعرانى : سهو چنان‌كه گفتيم ، در اصل لغت حاضر نبودن معنى است در ذهن ، پس خواب هم سهو است و نفى خواب دليل نفى سهو باشد . و جهم بن صفوان همان است كه قضا و قدر الهى را نفى كرده و تجويز سهو بر خداى تعالى ملازم با نفى قضا و قدر است . « 2 » لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ . . . « 3 » مؤلف : دليل بطلان مذهب مفوّضه است كه گفتند : خداى تعالى تفويض خلق عالم كرد با شخص محدث كه او را بيافريد و به نيابت خود بداشت . علّامه شعرانى : تفويض سخنى جاهلانه است و از آن برخاسته كه ممكنات را وجود فى نفسه و مستقلّ پنداشت ، امّا چنين نيست و هيچ‌چيز غير واجب تعالى وجود مستقلّ ندارد ، چنان‌كه اگر خداى تعالى قطع فيض كند ، همه فانى شوند ، مانند دانه‌هاى زنجير كه در يكديگر آويخته و دانهء آخرين به سقف ، اگر سقف آن دانهء آخرين را نگاه ندارد ، اين دانه‌ها نمىتوانند يكديگر را نگاه دارند . « 4 » يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ . « 5 » مؤلف : دليل مىكند بر بطلان قول آنان‌كه گفتند : خداى تعالى عالم است به علم . علّامه شعرانى : يعنى به علم زائد بر ذات و اين سخن صحيح نيست ؛ زيرا كه

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 328 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 328 . ( 5 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 .